ایلیای بازیگوش
سلام ناناز من.امشب چند تا از عکسای بازیگوشیت رو موقع غذا خوردن برات گذاشتم.تا دایی آرمان هم ببینه چه خواهر زاده ی شیطونی داره.هر روز بهت زنگ میزنه تا واسش آق و نوق کنی و کلی از پشت تلفن برات ذوق میکنه.بزرگ شدی قدرشو بدون خیلی واسش عزیزی .با اینکه راهش دوره و چند ساله اصفهان زندگی میکنه ولی طاقت دوری تو رو نداره و خیلی دلش واست تنگ میشه و هر وقت میاد که بهت سر بزنه کلی هدیه واست میاره.تو هم کلی با دایی سر و کله میزی و کاری میکنی که دایی موقع رفتن بی تابی کنه واست.الهی من قربون تو دایی های مهربونت بشم عزیزای دلم همتون رو دست خدا میسپارم و هر روز واسه ی سلامتیتون دعا میکنم. وقتی که آخر غذا به قابلمه حمله میکنی وقت...
نویسنده :
مامان و بابایی
21:46







