اولین های ایلیا
پسر نازم با اینکه الان در ماه هشتم زندگیت هستی ولی میخوام که مقداری در باره ی اولین روز تولدت تا ماه هفتمت رو برات بنویسم چون مامانی وبلاگت رو از آخرای ماه هفتمت نوشته ببخش که اون چند ماه پر ارزشت از دستم رفت ولی عیب نداره مامانی همشو جبران میکنه.اول یه بوس آبدار از طرف من و بابایی. ایلیای خوشگلم برای اولین بار وقتی چشمای نازت رو باز کردی همون لحظه ای بود که تو رو بعد از بیست دقیقه که از تولد باشکوهت گذشته بود و برای شیر خوردن تو رو در آغوش من گذاشتن .و تو در حالی که نور چشای نازت رو اذیت میکرد به زور چشماتو باز کردی و من رو با تعجب کودکانه ات نگاه میکردی. شیرینم خیلی حس خوبیه که یه مادر اولین بار کوچولوش اولین کسی رو که میب...
نویسنده :
مامان و بابایی
1:52




