اولین مرواریدای سفید پسری
آخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی آخرش پس از ١٠ ماه انتظار پسری صاحب دو دندون مرواریدی سفید شد.مبارررررررررررررررررررررکه. قند عسل مامانی دو روزه از بیقراریهایت کم شده بود و تقریبا غذا هم میخوردی که متوجه شدیم دو نقطه ی سفید موقع خندیدنت میدرخشه. آره نفسم بالاخره بعد از این همه درد و اسهالی که طولانی شد و خیلی ضعیفت کرد از بی دندونی در اومدی .من و بابایی خیلی خوشحالیم و با شنیدن تق تق قاشق به دندونات کلی ذوق میکنیم.خنده هات هم خیلی ناز شده و آواهای جدیدی رو میگی.امروز هم واست جشن گرفتیم و آش دندونی پختیم و بین فامیل و همسایه ها قسمت کردیم. و همه بهمون تبریک گفتن...
نویسنده :
مامان و بابایی
1:45



